
دختران عزادارم در روز پنچم صفر سال...
ادامه مطلب
اثبات وجود تاریخی حضرت رقیه (س)یکی از شهیدان قیام حسینی که نقش بسیار تاثیرگذاری درتبدیل واقعه عاشورا به یک جریان سیال تاریخی داشت، حضرت رقیه (س)، دختر سهساله امام حسین (ع) است (که بارگاه آن مخدره در شهر شام واقع شده است). بعضی از مورخین درباره وجو...
ادامه مطلب
ویکتوریا دختر زیبا و باهوش پنج ساله ای بود.یک روز که همراه مادرش برای خرید به فروشگاه رفته بود، چشمش به یک گردن بند مروارید بدلی افتاد که قیمتش ۱۰/۵ دلار بود، دلش بسیار آن گردن بند را می خواست. پس پیش مادرش رفت و از مادرش خواهش کرد که آن گردن بند را برایش بخرد.مادرش گفت:خوب! این گردن بند قشنگیه، اما قیمتش زیاده، خوب چه کار می توانیم بکنیم!من این گردن بند را برات می خرم اما شرط داره، وقتی به خانه ر...
ادامه مطلب
دانش آموزان عزیزم شروع ماه مهر وبهار دانایی بر شما مبارک باد. امیدوارم سالی پر از موفقیت وشادابی در پیش رو داشته باشید. ...
ادامه مطلب
عزیزان وهمراهان گرامی مجموعه ای از کارها وفعالیت های انجام شدهتوسط دخترای فعال وگل وخندانم در کلاس را برایتان به نمایش گذاشتم . امید است مورد پسند واقع شود. با ارزوی سر افرازی وموفقیت برای دخترای گلم درتمامی مراحل زندگیشان. ...
ادامه مطلب
دخترای زینبیم با شرکت در مراسم عزاداری وسینه سزنی سالار شهیدان وخوردن نذری با امامشان وخلق وخوی او واهدافش در زندگی آشنا شدند. امید است آنها پیرو راه آن امام بزرگوار وادامه دهنده ی دینش باشند. ...
ادامه مطلب
دخترای مهندسم با همکاری وهمدلی یکدیگر ماکت زیبایی از محله ی خود ساختند وبا خصوصیات وویژگی های محله خود بهتر وبیشتر آشنا شدند. ...
ادامه مطلب
دخترای دانشمندم با انجام آزمایشات گوناگون انواع مخلوط را یاد گرفته وبا انها آشنا شدند ...
ادامه مطلب
دخترای گلم در اولین روز مهر سرهای خود را با ساختن تاج زیبایی زینت دادند ومداد یادبود دریافت کردند...
ادامه مطلب
بازخوردهای توصیفی و تشویقی برای دانش آموزان در حال رشدیا نزدیک به انتظار نوشتی آرام و خوب حالا شدی تو محبوب اول بخوان بعد بنویس ای کودک خوش نویس فرشته بهشتی خسته بودی نوشتی ؟ فرشته بهشتی آخر وقت نوشتی؟ فرشته بهشتی بی حوصله نوشتی ؟ امروز سریع نوشتی فرشته بهشتی ای گل پر ستاره تمرین بکن دوباره کمی تلاش بیشتر هستش برات مفیدتر ...
ادامه مطلب
نامه ای از طرف خدا امروز صبح که از خواب بیدار شدی، نگاهت می کردم، امیدوار بودم که با من حرف بزنی، حتی برای چند کلمه، نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد،از من تشکر کنی، اما متوجه شدم که خیلی مشغولی، مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی، وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی: "سلام"، اما تو خیلی مشغول بودی، یک بار مجبور شدی منتظر شوی و برای مدت یک ربع ساعت کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی، بعد دیدمت که از جا پریدی، خیال کردم می خواهی چیزی به من بگویی، اما ت...
ادامه مطلب
نیایش نیایش بعضی از ما ادم ها با خدا... نیایش بعضی از ما آدم ها با خدا و درخواست از او برای حضور در زندگیمان مانند شیطنت بچه هایی است که در می زنند و فرار می کنند... ...
ادامه مطلب